نبردهای کوروش آریایی
كوروش
در زمان جواني تصميم مي گيرد كه قوم پارس را متحد كند تا بتواند بر عليه
آستياگ وارد جنگ شود . هارپاك كه از درباريان و خويشاوندان آستياگ بود در
اين راه كمك زيادي به كوروش كرد و در نهايت آستياگ پس از 35 سال پادشاهي
سرنگون مي شود . ولي كوروش او را نكشت و نزد خود نگاه داشت . كوروش تعدادي
از مغان مادي را كشت ، چون مخالف او بودند . او توانست اكباتان يا هگمتانه
(همدان امروزي) پايتخت دولت ماد را تصرف كند . كوروش در سال 555 ( پ. م )
دژ مادي را تسخير كرد كه تاريخ نگاران يوناني آنرا بنام پاسارگاد نوشته اند
. نام ديگر پاسارگاد مشهد مرغاب است چون شهر پاسارگاد بر روي دشت مرغاب
ساخته شده بود .
از نو آوري هاي كوروش چاپارخانه دولتي يا پست
خانه و گردونه چهار اسبه (گونه اي گاري) است كه در كناره هاي آن تيغه هايي
فلزي براي نابود كردن سربازان دشمن جاسازي شده بود .
مبارزه كوروش با پادشاه كشور ليديه :
با تسخير هگمتانه در سال 559 (پ . م ) پادشاهي كوروش آغاز مي شود . سپس كوروش با كروزوس پادشاه كشور ليدي (ليديه) جنگيد و او را شكست داد . او سرانجام توانست شهر سارد طلايي را تصرف نمايد . با تسخير ليديه كشورهاي ايران و يونان هم مرز شدند . چون كشور ليديه در آسياي صغير قرار داشت . كوروش كروزوس را اسير كرد و به همراه خود به ايران آورد و يك پارسي بنام تابالوس را به فرمانروايي سارد گماشت . او براي اينكه اعتماد خود را به اهالي ليديه نشان دهد يكي از نزديكان سابق كروزوس بنام پاكتياس را مسئول اداره امور مالي و حفظ خزاين نمود . ولي پاكتياس تصميم گرفت با خرايني كه كوروش به او سپرده بود ، لشكري فراهم آورد و پارسي ها شكست دهد . بنابراين سر به شورش برداشت و شهر اراك را محاصره نمود . كوروش يك سردار مادي بنام مازارس را براي برقراري نظم و دستگيري پاكتياس به سارد فرستاد كه در نتيجه پاكتياس دسگير شد و دوباره نظم به سارد بازگشت .
بعد از اين واقعه كوروش مشغول رفع اغتشاش از فرنگيه و كاريه شد . هر دوي اين كشورها در ناحيه آسياي صغير قرار داشتند .
حمله كوروش به ارمنستان :
كوروش به فكر حمله به ارمنستان افتاد ، چون پادشاه ارامنه به دولت ماد خراج و ماليات پرداخت نمي كرد و قشون و سرباز به كمك مادها نمي فرستاد . بنابر اين كوروش به بهانه شكار با چند سواره نظام وارد قلمروي ارمنستان شد و به كياكسار حاكم مادها گفت كه شما سپاهي را گرد آوريد و در نزديكي مرز ارمنستان نگه داريد تا من هرگاه موقعيت را مناسب تشخيص دادم سپاه شما به ارمنستان بتازد . كياكسار نيز چنين كرد و در نتيجه كوروش به راحتي توانست ارمنستان تصرف نمايد .
انگيزه جنگ كوروش با كلداني ها به علت حمله آنها به ارمنستان و دزدي و تاراجي بود كه كلداني ها انجام مي دادند . البته انجام اين كار از سوي كلداني ها به علت تنگدستي و نداشتن زمين كشاورزي مناسب بود . پس از درخواست صلح از طرف كلداني ها ، كوروش يك تفاهم نامه صلح بين آنها و پادشاه ارمنستان به امضا رسانيد . بر طبق آن پادشاه ارمنستان پذيرفت كه زمين كشاورزي مناسبي را به كلداني ها بدهد و در مقابل آنها تعهد كردند كه اجازه چراي دامهاي ارمني را در چاگاههاي خود بدهند و ديگر دست از چپاول و دزدي اموال ارمني ها بردارند .
حمله كورش به آشور و بابل :
بابل در آن زمان شهري بسيار زيبا و ثروتمند بود و برابر نوشته هاي هرودوت و ديگر تاريخ نگاران يونان باستان ، داراي دژهاي بسيار استواري بود كه در پيرامون رودخانه فرات ساخته شده بودند . مردم بابل در آن زمان بيشتر از راه بازرگاني روزگار مي گذراندند و باورهاي ويژه اي به خدايان داشتند . بيشتر مردم بابل به قدرت ساحري و جادوگري كاهنان معبدها و بت پرستي اعتقاد داشتند .
حمله كوروش به بابل و آشور در سال 539 (پ .م ) رويداد ، گويا به انگيزه قتل پسر يكي از درباريان بابلي بنام گبربايس بود كه به كوروش پناهده شد و دژ خود به همراه غذاي فراوان در اختيار كوروش و سپاهيانش قرار داد . در مقابل از كوروش خواست كه به بابل حمله كند و پادشاه آنجا را از بين ببرد ، چون او پسرش را كشته بود . از آن گذشته كوروش هواداران زيادي در بابل داشت كه او را ترغيب به تسخير آن شهر مي كردند . نتيجه جنگ كوروش و پادشاه بابل ، شكست بابل بود . با اين پيروزي كوروش مهمترين كشور همسايه ايران را در اختيار گرفت و بيانيه حقوق بشر خود را كه تضمين كننده آزادي در دين ، عقيده و محل زندگي بود ، صادر نمود .
چيرگي ايران بر فنيقيه و فلسطين :
پس از تسخير بابل ، كشور كلده با شهرهاي كهن سومر و اكد و كليه مستعمرات كشور سابق بابل جز ايران گرديد . از جمله اين كشورها فنيقيه بود . فنيقي ها مردمي بودند سامي نژاد ، كه در حدود2500 سال پيش از زايش مسيح از عربستان سر بر آوردند و بعدها بين درياي مغرب (مديترانه) و كوه هاي جبل لبنان خانه گزيدند . فنيقي ها ميگفتند كه وطن اصلي آنها كرانه هاي خليج فارس بوده است . آنها همچنين خودشان را كنعانيان مي ناميدند . فنيقيه عربي شده نامي است كه يوناني ها به اين كشور داده اند و به معني الهه آفتاب سرخ است . كيش آنها شرك و بت پرستي بوده است . فنيقي ها چون بين بابل و مصر قرار داشتند ، از هر دو تمدن تاثير گرفته اند. آنها داراي بازرگاني بسيار گسترده اي بودند كه از غرب تا جزاير انگلستان و از شرق تا ناحيه بغاز مالاگا در نزديكي هندوچين را شامل مي شده است . آنها همچين در آفريقاي جنوبي هم داراي مستعمراتي بودند . فنيقي ها نخست پيرو كشور مصر بودند سپس در سده 8 (پ. م ) تحت سلطه آشوري ها و در اوايل سده 6 (پ. م ) به تصرف بابلي ها در آمدند . پس از فتح بابل بدست كوروش آنها جزو كشور ايران گرديدند . اختراع رنگ ارغواني يا يافتن جانوري كه اين رنگ از آن گرفته مي شود (احتمالا ماهي مركب) ، اخراع شيشه و اختراع الفبا را به فنيقي ها نسبت مي دهند . برخي از دانشمندان غربي بر اين باورند كه الفباي لاتين از خط عبري گرفته شده است و در كشورهاي اروپايي گسترش پيدا كرده است .
مهربانی باد تقدیم رخ زیبادلان!