حقوق معلمان کم است مثل خرجشان!!!!!

مقایسه حقوق معلمان ایرانی و هم صنفان خارجیشان

حقوق معلمان کم است مثل خرجشان!

در حال حاضر میزان متوسط حقوق و مزایای یک معلم، 800 تا 900 هزار تومان است. از این میزان حدود 500 تا 600 هزار تومان حقوق و باقی رقم مزایا است.

«شغل انبیا»؛ این انگاره ایرانیان مسلمان در مورد شغل معلمی است. شغلی که به تقدس تنه می‌زند و شان اجتماعی بالایی در جامعه دارد. اما در کنار این صفات نیکو و مقدس، نمی‌توان از «پول» گذشت. به قول معروف، شان اجتماعی برای کسی «آب و نان» نمی‌شود و با این چیزها نمی‌شود در «بقالی چیزی خرید». در این شرایط این سوال  جای طرح دارد که معلمان در ایران چقدر درآمد دارند؟

 

ادامه نوشته

 عکس ها منتشر نشده از حسن امید زاده2



عکس ها منتشر نشده از حسن امید زاده

حسن امید زاده بیجار سری

حسن امید زاده بیجارسری

حسن امید زاده بیجار سری


 عکس ها منتشر نشده از حسن امید زاده2

کاهش حقوق فرهنگیان

مهدی بهلولی/ روزنامه آرمان ۲۸/۳/۹۱

برای کسانی که در ایران کنونی زندگی می کنند شنیدن سخنان شگفتی آور،و یا انجام کارهای باورنکردنی از سوی برخی کارگزاران کشوری،چیز چندان شگفتی نیست. این که در کشوری زندگی کنی و هر روز که از خواب برمی خیزی ببینی بهای بسیاری از مواد غذایی روزانه،افزایش یافته،و پس از آن بشنوی که تورم در ایران زیر ده درصد است هم،تا اندازه ای عادی است و شگفتی کسی را آنچنان که باید و شاید برنمی انگیزد. یا این که یک روز صبح،که روزنامه می خری و می بینی در خبرهای نخست اش،از زبان کارگزار آموزشی فرادستی،آمده است که در ایران، کودک بازمانده از تحصیل نداریم و تو در همان هنگام،به چند متر آن طرف تر نگاه می کنی و می بینی کودکی بر سر چهارراه خیابان،اسپند دود می کند و از رانندگان درخواست کمک دارد. باور کنید بدبختانه دیگر شنیدن این سخنان،تنها لبخندی دردناک بر لب می نشانند و افسوسی از ته دل برمی آورند،به جای این که اندر شگفت ماندن،دهان آدمی را باز کنند و احتمال بالای دروغ بودن خبر را از ذهن ات بگذرانند.

اما شاید وضعیت آنچنان هم که گفته می شود و شد،ناامیدکننده نیست و هنوز هم جایی برای شگفتی مانده است! بگذارید با آوردن درآمدی کوتاه،نمونه ای را بگویم که چند روزی است مرا سخت در عجب فرو برده است.

این روزها،که با دیرکردی سه ماهه،گویا کار بودجه سال 91 به پایان رسیده،خبرهای افزایش حقوق امسال و اندازه و درصد آن،بسیار شنیده می شود. افزایش حقوق کارمندان دولت نیز،15 درصد اعلام شده،که بی گمان زیر تورم رسمی است و برخلاف بند 125 قانون خدمات کشوری : "ضرايب حقوق مذكور در فصول دهم و سيزدهم به تفكيك هر فصل، متناسب با احكام اين قانون در اولين سال اجرا پانصد ريال تعيين مي‌گردد و در سالهاي بعد حداقل به اندازه نرخ تورم كه هر ساله از سوي بانك مركزي اعلام مي‌گردد، افزايش مي‌يابد." اما با همین 15 درصد،افزایش حقوق کارمندی که در ماه 600 هزار تومان حقوق می گیرد، 90 هزار تومان می شود و سالانه نزدیک به یک میلیون تومان. پس،برای این کارمند،50 هزار و یا صد هزار تومان در ماه،مبلغ چشم گیری است که نمی تواند به آسانی بر آن چشم پوشد.

اکنون خبر درخور درنگ زیر را با یکدیگر می خوانیم که چندی پیش در برخی رسانه ها،بازتاب یافت- گرچه کمی طولانی است اما به خواندنش می ارزد : "به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دولت،رحیم ممبینی- معاون بودجه معاونت برنامه‌ريزي - درباره میزان افزایش حقوق کارکنان دولت در سال جاری گفت : براساس آنچه در قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه تعیین شده است، میزان افزایش حقوق کارمندان با توجه به اعتبارات مصوب در بودجه سالانه تعیین می‌شود براساس پیش‌بینی که دولت برای افزایش حقوق کارمندان داشته، در سال 91 حقوق کارکنان دولت تا 15 درصد افزایش خواهد داشت. وی افزود: البته زمانی که لایحه بودجه 91 تقدیم مجلس شد، اتفاقات دیگری افتاد از جمله ابلاغ حق بدی آب و هوا در مناطق محروم که حدود 2 میلیون کارمند را شامل می‌شد و 120 هزار تومان برای هر نفر افزایش حقوق را به همراه داشت که 3300 میلیارد تومان با اعمال ضریب 15 درصد برای دولت بار مالی ایجاد می‌کرد. ممبینی تصریح کرد: آموزش و پرورش در ارتباط با کلانشهرها افزایش‌هایی را اعمال کرد که با اعمال ضریب ریالی؛ 200 میلیارد تومان برای دولت بار مالی داشت. حق جذب کارکنان وزارت بهداشت، حق سختی شغل کارکنان نیروهای مسلح، افزایش حقوق خانواده معظم شهدا در راستای قانون مدیریت خدمات کشوری نیز از مباحثی بود که بعد از تقدیم لایحه بودجه دولت به مجلس مطرح شد و بار مالی نسبتا بالایی برای دولت ایجاد می‌کرد. معاون بودجه معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور، مجموعه این افزایش‌ها را 5000 میلیارد تومان ذکر کرد و گفت: به دلیل این که این موارد بعد از تقدیم لایحه بودجه به مجلس بود با رایزنی‌هایی که در کمیسیون تلفیق صورت گرفت، گزارش مربوط به این بحث تهیه و به کمیسیون تلفیق ارائه شد که گزارش این کمیسیون به مجلس تقدیم شد و اصلاحاتی مدنظر مجلس بود که به کمیسیون ارجاع داده شد اما به دلایلی اعضای کمیسیون تلفیق از حد نصاب خارج شدند و چند نفری در این کمیسیون نگذاشتند این اعتبار تصویب شود.وی تاکید کرد: اگر این میزان مبلغ در کمیسیون تلفیق حذف نمی‌شد و به صحن مجلس می‌آمد، با توجه به دیدگاه مثبت رئیس مجلس در این باره و اراده جمعی نمایندگان مجلس، یقینا این 5000 میلیارد تومان به تصویب می‌رسید که متاسفانه این گونه نشد."

فشرده خبر بالا این است که در سال 91،به خاطر از حد نصاب خارج شدن کمیسیون تلفیق مجلس- آن هم به دلایلی،که در خبر گفته نشده است- مبلغ 5000 میلیارد تومان از حقوق بیش از 2 میلیون کارمند کم گردیده است،یعنی میانگین هر کارمند در سال،دومیلیون پانصد هزار تومان،یا کمی کمتر! یعنی به همین آسانی،ماهانه از حقوق این دو میلیون کارمند،چیزی نزدیک به دویست هزار تومان کاهش می یابد و آب از آب تکان نمی خورد. به راستی نمی شد نمایندگان محترم،نشست دیگری بگذارند و این بودجه را هم،مانند دیگر بودجه های زبانزد عام و خاص!،تصویب نمایند. یادمان نرود که در آغاز این نوشته گفتم که برای کارمندی که 600 هزار تومان حقوق می گیرد افزایش حقوق ماهانه می شود 90 هزار تومان،و اکنون به آسانی دویست هزار تومان یا کمی کمتر را از دست می دهد،چرا که – آن گونه که ممبینی گفته است- نشست نمایندگان مجلس،به دلایلی از حدنصاب خارج شده است!

راستش این خبر برای من یکی،که شگفتی آور بود،اما شما را نمی دانم،هر چند می دانم که با خواندن دیگربار آن،پرسش های بسیاری،روانه ی ذهن ها می شود که به آسانی پاسخ درست و دقیق نمی گیرند. اما بگذارید درباره ی پیشینه این افزایش حقوق بدی آب و هوا در مناطق محروم،کمی بیشتر بنویسیم. در دی ماه سال گذشته،از برخی شهرستان ها خبر رسید که در عرض بیست روز،سه حکم کارگزینی پیاپی،برای برخی کارمندان دولت و به ویژه فرهنگیان زده شده است. نخستین پرسش این بود که چرا این کار،تا این اندازه شتابان روی داده است. برخی از فرهنگیان،این افزایش حقوق را به انتخابات مجلس نسبت می دادند و برخی دیگر،نشانه ای می دیدند از توجه دولت به وضعیت بد معیشتی آنها و به پای حاجی بابایی،وزیر آموزش و پرورش می نوشتند. گذشت تا به نخستین روزهای کاری سال نو رسیدیم و مصوبه ی جدید هیآت دولت منتشر شد که به مصوبه ی پیشین خود،این دوخط را افزوده بودند : «متن زير به انتهاي تصويب نامه شماره...مورخ 25/10/1390 اضافه مي‌شود. 
ميزان فوق‌العاده يادشده متناسب با درجه‌بندي مناطق كمتر توسعه‌يافته و بدي آب و هوا كه توسط معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس‌جمهور اعلام مي‌گردد پرداخت مي‌شود.» و معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس‌جمهور در تاريخ 7/1/1391 نیز، با صدور بخش نامه‌اي به دستگاه‌هاي اجرايي ابلاغ نمود كه حکم های كارگزيني كارمندان دولت با توجه به جدول مناطق كمتر توسعه‌يافته مصوب 10/4/1388 و جدول بدي آب و هوا مصوب مورخ 14/1/1374 صادر شود. یعنی،در گام نخست،خود دولت،قانون را به جدول بدی آب و هوای سال 74 حواله داد و در گام دیگر،کمیسیون تلفیق مجلس نیز،سر بزنگاه و به دلایلی،از حد نصاب خارج شد؛و شتر دیدی ندیدی!

(این نوشته با حذف بخش هایی از آن،در روزنامه به چاپ رسید.)

خوش به حال معلم‌ها یا بیچاره معلم‌ها؟

در یک مهمانی خانوادگی چند کارمند یک خانم دبیر را دوره کرده بودند و نیمه شوخی نیمه جدی می‌گفتند: "خوش به حال معلم‌ها، هم به کارتان می‌رسید و هم زندگیتان لنگ نمی‌ماند .... معلم‌ها بیخود حقوق خود را با کارمندان شرکت نفت و بانک‌ها می‌سنجند چون ساعت کار آنها نصف کارمندان دیگر است و سه چهار ماه هم در سال به کلی تعطیل هستند.... تازه ماهی چند روز هم مدارس را به بهانه آلودگی هوا، بارش برف و باران، استقبال از مقامات و... تعطیل می‌کنند و معلم‌ها خوش به حالشان می‌شود ... خانم دبیرها چهار تا نصف روز آنهم دم خانه سر کار می‌روند . اما ما کارمندان 5 روز در هفته صبح تا شب گرفتاریم". خانم دبیر در جواب آنها گفت: "حاضرید مبادله کنیم؟ تعطیلات ما مال شما، حقوق و مزایای شما مال ما ...".

میانگین حقوق معلمان حدود 600 هزار تومان است. به عنوان نمونه یک دبیر لیسانس با 15 سال سابقه در یک شهر بزرگ حدود 700 هزار تومان حقوق دریافت می‌کند که با این گرانی و تورم هزینه‌های یک خانوار شهری را پوشش نمی‌دهد. به همین دلیل اکثر معلمان این تصور را دارند که زیر خط فقر زندگی می‌کنند. برخلاف تصور معلمان همه کارمندان دولت از حقوق و مزایای آنچنانی برخوردار نیستند و بسیاری از کارمندان ازجمله پرستاران وضعیتی مشابه معلمان دارند. معمولا می‌شنویم که معلمان حقوق و مزایای خود را با کارمندان دستگاه‌های برخوردار مانند وزارت نفت و مخابرات و امورخارجه و....مقایسه می‌کنند. یک معلم تهرانی می‌گوید: «ما به زیاد بودن حقوق کارمندان وزارت نفت اعتراض نداریم . اصلا به نظر ما حقوق آنها زیاد نیست بلکه حقوق ما پایین است. ما نمی‌گوییم حقوق آنها را کم کنند. ما می‌خواهیم حقوق ما را زیاد کنند به گونه‌ای که جوابگوی معیشت ساده ما باشد». این معلم تهرانی با اشاره به مزایای جانبی حقوق کارمندان می‌گوید: "باجناق من در وزارت دارایی کار می‌کند. در طول سال به مناسبت‌های مختلف به آنها هدایای نقدی و غیرنقدی می‌دهند اما معلم جز حقوق خشک و خالی چیزی دریافت نمی‌کند".

در حالی که معلمان و کارمندان درگیر مقایسه حقوق و مزایای خود هستند، غول تورم قدرت خرید همه حقوق‌بگیران را به شدت تضعیف کرده است. کاهش ارزش پول ملی از ابتدای سال تاکنون ارزش واقعی حقوق کارمندان و معلمان را حدود 30 درصد کاهش داده است.

هر جا معلمان مشکلات و مسایل شغلی خود و از جمله کمی حقوق و مزایا را مطرح می‌کنند، عده ای در مقابل بحث تعطیلات را پیش می کشند. تعطیلات معلمان از دو جنبه برای سایر کارکنان دولت اهمیت دارد: 1- ساعت کار معلمان در هفته 24 ساعت و ساعت کار کارمندان 44 ساعت است .2- روزهای تعطیل معلمان بسیار بیشتر از سایر کارمندان است.... تعطیلات به خصوص برای خانم معلم ها بااهمیت است. در روابط سنتی خانواده‌هایی که زن و مرد هر دو شاغلند، نوعی تقسیم کار ظالمانه به چشم می خورد. اغلب خانم های شاغل علاوه بر انجام کار بیرون از خانه، کارهای خانه را به طور کامل و دست تنها انجام می دهند. بعد از تعطیلی اداره یا مدرسه به سرعت خود را به منزل می‌رسانند و مشغول آشپزی و رفت و روب و شست و شو می شوند. امور بچه داری هم که کلا بر عهده خانمها است. کمک آقایان در کارهای منزل معمولا جنبه داوطلبانه و سمبلیک دارد. به همین دلیل است که در جامعه ما شغل معلمی به دلیل تعطیلات آن، شغلی متناسب با موقعیت خانم‌ها ارزیابی می‌شود. تعطیلات پراکنده و حقوق ناکافی برخی از معلمان را به سوی انتخاب کار دوم سوق می دهد. کار دوم معمولا سنخیتی با شان فرهنگی معلم ندارد و همین تضاد هم راندمان کاری معلم در مدرسه را پایین می آورد و هم به شخصیت فرهنگی معلم آسیب می رساند.

حال ببینیم مبنای تفاوت ساعت کار معلمان و کارمندان چیست؟ مطابق ماده 87 قانون مدیریت خدمات کشوری "ساعات کار کارمندان دولت چهل و چهار ساعت در هفته می‌باشد ... میزان ساعات تدریس معلمان و اعضای هیئت علمی از ساعات مؤظف، در طرحهای طبقه‌بندی مشاغل ذی‌ربط تعیین خواهد شد". قانونگذار کار تدریس معلمان و هیات علمی دانشگاه ها را متفاوت از کار کارمندی دیده است. در مدرسه هم ساعت کار کادر آموزشی با کادر اداری مدرسه فرق می کند. ساعت تدریس آموزگاران مقطع ابتدایی 25 ساعت در 5 روز هفته است. ساعت تدریس دبیران راهنمایی و دبیرستان و هنرآموزان و مربیان تربیتی در هفته 24 ساعت و معمولا در 4 روز هفته است. اما چرا ساعات تدریس معلمان کمتر از ساعت کار سایر کارکنان دولت و حتی سایر کارکنان آموزش و پرورش تعیین شده است؟ آیا این امتیازی برای دارندگان شغل معلمی است؟ آیا قانونگذار خواسته است به این وسیله کمی حقوق معلمان را جبران کند؟ پاسخ این دوسوال منفی است. دلیل تفاوت ساعت کار، تفاوت ماهیت کار آموزشی با سایر کارها است و به همین دلیل نام معلمان در کنار هیات علمی دانشگاه ها ذکر شده است.

در واقع ما باید دو مقوله ساعت کار و ساعت تدریس را از هم تفکیک کنیم . فرض بر این است که یک دبیر آموزش و پرورش که در هفته 24 ساعت تدریس می کند، 20 ساعت هم به مطالعه مرتبط با تدریس، کارهای پژوهشی، گفت و گوی خارج از کلاس با دانش آموزان و اولیای آنها، طراحی سوال، تصحیح اوراق امتحانی و سایر کارهای جانبی می‌پردازد. به عنوان مثال در مدارس ژاپن معلمان مانند سایر کارکنان 44 ساعت در مدرسه حضور می یابند. آنها کمتر از 20 ساعت تدریس می کنند و بقیه ساعات را به فعالیت های جانبی تدریس در دفتر کار خود در مدرسه مشغولند. اغلب معلمان ایرانی هم تمایل دارند که مانند کارمندان 44 ساعت در مدرسه حضور داشته باشند و مانند معلمان کشورهای توسعه یافته نیمی از وقت خود را صرف فعالیت های پژوهشی و انجام کارهای جانبی کلاس کنند و درعوض حقوق آنها به اندازه ای باشد که نیازهای زندگی آنها را مرتفع کند. اما در مدارس ما فضایی برای اجرای این طرح وجود ندارد.

اگر قرار است وضعیت معلمان را با قشر دیگری مقایسه کنیم نزدیکترین گروه شغلی به معلمان استادان دانشگاه هستند. در حالی که ساعت تدریس معلمان در هفته دو برابر استادان دانشگاه است، حقوق و مزایای دریافتی دبیران آموزش و پرورش با مدرک تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس و حتی دکتری، از یک سوم حقوق و مزایای اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها و حتی هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش کمتر است. ماه گذشته احکام افزایش حقوق اعضای هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش صادر شد. مطابق احکام جدید حقوق و مزایای اعضای هیات علمی این نهاد پژوهشی از ابتدای سال 90 ماهانه مبلغ 700 هزار تومان یعنی به اندازه حقوق ماهانه یک دبیر با سابقه، افزایش یافته است. هیات علمی دانشگاه‌ها هم تا سال 83 از کمی حقوق و مزایا گلایه داشتند، اما در این سال با یک افزایش جهشی کسری حقوق آنها جبران شد.

توضیحات بالا درمورد ساعت کار تدریس معلمان شاید منتقدان تعطیلی معلمان را به طور کامل راضی نکند. آنها هنوز می توانند تعطیلات سه ماه تابستان و تعطیلات 15 روز نوروزی و تعطیلات پیش بینی نشده را به رخ معلمان بکشند. این توضیح ضروری است که استفاده معلمان از سه ماه تعطیلی تابستان یک افسانه است. درواقع رفت و آمد معلمان به مدرسه برای تصحیح اوراق امتحانی و پر کردن لیست نمرات و رسیدگی به اعتراضات دانش آموزان معمولا تا 15 تیر ادامه دارد. از آن سو باید از اول تا 15 شهریور برای برگزاری امتحانات تجدیدی در مدرسه حضور یابند و بعد از آن هم برای گرفتن ابلاغ جدید بین اداره و مدرسه رفت و آمد کنند. در بهترین حالت معلمان از 45 روز تعطیلات تابستانی برخوردارند و کارمندان در طول سال از یک ماه مرخصی استحقاقی. از همه اینها گذشته این تعطیلات فراوان و پراکنده به جز افزایش کسالت برای معلمان واقعا چه فایده‌ای دارد؟ بارها از معلمان مقاطع مختلف درباره چگونگی استفاده از تعطیلات پرسیده‌ام. یک دبیر راهنمایی می‌گوید: «تعطیلات با این حقوق‌های بخور و نمیر و جیب خالی به چه درد ما می خورد؟ کسانی از تعطیلات استفاده مناسب می کنند که جیب پرپول، ماشین خارجی مدل بالا و ویلای شمال داشته باشند».

یک معلم شوخ‌طبع با اشاره به تعطیلی پنجشنبه مدارس گفت: «حالا که اعطای تعطیلات در دستور کار دولت قرار گرفته، بهتر است برای شیرین کردن کام معلمان در تعطیلات، برنامه‌های مکمل را همزمان اجرا کنند». وی در توضیح این مطلب افزود: "دولت ابتدا 1000 متر زمین برای احداث ویلاباغ در اختیار خانواده‌ها قرار دهد و سپس وعده سه برابر کردن یارانه‌ها را اجرا کند. اگر هم به بانک‌ها دستور بدهند که به هر خانواده کارمند 60 میلیون تومان وام بلاعوض برای احداث بنای سه‌طبقه و کاشتن درخت و اجرای سیستم آبیاری تحت فشار را بدهند آنگاه طعم تعطیلات شیرین میشود."

منبع خبر آنلاین

من یک معلمم!

من یک معلمم!یک معلم با همه ی دغدغه هایش!با گرفتاری های ذهنی ودلمشغولیهای عاطفی!من شبهایم با غم اضطراب زهرابرای بیماری مادرش به صبح می رسد وصبح هایم به شوق لبخند مرضیه به ظهر پیوند می خورد.کیفم زنبیلی پراز عاطفه است که هرزنگ تفریح باکودکانم قسمت می کنم.من بابازی های کودکانم  می خندم وباخراش کوچکی که به دستانشان زخمه می زند دلم می لرزد.

گاه کودک می شوم!درست مثل خودشان!برایشان ازروزگاری می گویم که هم سنشان بودم !روزهایی که از معلم تنها سایه ی مخوفی برایمان ترسیم شده بود!از ساعت های کاردستی که دست ساخته های کودکانه امان به بادتمسخر گرفته    می شدوزیر سایه ی هنر دست برادر بزرگ نورچشمی معلم اصلاًبه حساب نمی آمد! از ساعت علوم که به روخوانی ارشدکلاس وکاموابافی خانم معلم می گذشت!از تکالیف نوروزی که تمام شیطنتهاو شادی های کودکانه ای را که بهار زیر پوستمان ریخته بودبه کاممان زهر می کرد...چه قدر تند وبدخط -بین خودمان باشدگاهی هم چند خط درمیان-درشب سیزدهم فروردین دفترصدبرگ سفارشی معلم را پر    می کردیم وتازه فردا...چهارستون بدنمان بود که از وحشت لو رفتن یک خط درمیان نوشتنهایمان می لرزید!

 کودکانم گاه مرا مامان خطاب می کنندوگاه بی خبرمانتوی گچی شده ام را با دستان کوچکشان پاک می کنند.نگاههایمان بیشتر دوستانه است تا استادشاگردی! اما نمی دانم چرایادآن روزها افتاده ام؟ شاید تلنگری است هرچندکوچک بر تنگ بلور عاطفه هایمان که یادمان باشد چه دنیای قشنگی را ازاین همه برای خود دست چین کرده ایم!!!!

 "هاجرمهرپویا"

یک قهرمان گمنام دیگر


روز آموزگار شادباد!

سلام

۱۲ اردیبهشت روز آموزگار است و تقریبا همه اینگونه می دانیم که به دلیل سالروز ترور آیت الله مطهری این روز , به این عنوان نامگذاری شده . در حالی که این تصور نادرست است و روز آموزگار پیشینه اش ۱۹ سال دیرین تر از ترور یاد شده است . آیت اله مطهری در روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ ترور شده بود و نه دوازدهم )

قضیه از این قرار است که در دی ماه سال ۱۳۳۹ انجمن صنفی آموزگاران کشور با صدور بیانیه ای , به میزان حقوق معلمان اعتراض کرد .

اعتراض آموزگاران در اسفند سال ۱۳۳۹ در روزنامه ی کیهان به این شکل منتشر می شود :

 معلمین می گویند حقوق یک دبیر سابقه دار لیسانسه کم تر  از حقوق یک مستخدم جزء در سازمان برنامه یا شرکت ملی نفت است و ما خودمان مکرر نوشتیم که حقوق یک معلم کم تر از حقوق یک راننده دولتی و به مراتب کم تر از یک راننده تاکسی است . ”

” … یک لیسانسه در وزارت فرهنگ ماهی ۴۰۰ تومان می گیرد ، ولی لیسانسه دیگر با همان تحصیلات و پایه معلومات در یک سازمان دولتی دیگر ۲۵۰۰ تومان در یافت می کند . ..” هستند کسانی که ” … بعد از ۸ سال خدمت ۲۷۳ تومان حقوق می گیرند …”

در حالی که در همین زمان پرتقال دانه ای سه و نیم تا ۱۲ ریال ، موز دانه ای ۴ تا هفت و نیم ریال ، گندم کیلویی ۲۰۵ تا ۲۲۰ ریال ، شکر روسی هر کیلو ۲۰ ریال ، قند کله ورامین ۲۱ ریال ، … ( قیمتها دیدنی هستند , نه ؟ )

در همان اسفندماه هییت دولت افزایش حقوق را تا پایه ی ۶۰۰ تومان به تصویب می رساند . محل تامین بودجه ی این افزایش هم برقراری شهریه برای مدارس بوده . شهریه ای برابر با ۱۰ تا ۴۰ تومان ( یعنی یک دهم حقوق ۴۰۰ تومانی آموزگاران . پس اگر به طور متوسط حقوق آموزگار امروز را ۴۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم دانش آموزان باید مبلغی در حدود ۴۰ هزار تومان شهریه ی سالانه پرداخت کنند !!!! )

خلاصه این افزایش حقوق ابدا آموزگاران را راضی نکرد و موج اعتراضات ایشان کشور را در بر گرفت . گردآوری امضا و تهیه ی طومار تا اردیبهشت سال ۱۳۴۰ ادامه یافت .

در روز ۱۲ اردیبهشت که مجلس درگیر بررسی لایحه ی چهارچوب حقوقی آموزگاران بود , آموزگاران با تعطیل کردن کلاسهای درس به میدان بهارستان رفته و در برابر مجلس تحصن کرده و روی زمین نشستند .

نیروهای شهربانی پس از هشدارهای رایج شروع به پاشیدن آب بر روی آموزگاران کردند تا شاید بتوان متفرقشان کرد .

اما این اقدام موثر نیافتاد و آموزگاران همچنان نشسته بودند و شعار می دادند .

آموزگاران می خواستند که چند نماینده به درون مجلس بفرستند تا با نمایندگان مجلس گفت و گو کنند . اما خشونت ماموران شهربانی و زدن معترضان با باتوم باعث بروز آشوب شد .

گروهی از آموزگاران تلاش کردند که بالای خودروی آب پاش رفته تا لوله را به سوی دیگر برگردانند . اما ماموران شهربانی که از این حرکت ترسیده بودند شروع به شلیک هوایی می کنند و جو متشنج می شود .

کمی که هیاهو فرو می نشیند آموزگاران با پیکر خون آلود ۳ نفر مواجه می شوند . ۲ نفر با ضربات چاقو زخمی شده بودند و یک نفر که دکتر ابوالحسن خانعلی بوده از ناحیه ی سر مورد شلیک گلوله قرار گرفته بوده . گویا سرگرد شهرستانی که فرمانده ی نیروهای حاضر در میدان بوده به سوی او شلیک کرده بوده .

ابوالحسن خانعلی که دارای مدرک لیسانس فلسفه و دانشجوی همان رشته در مقطع دکترا بوده از سال ۱۳۳۵ به استخدام وزارت فرهنگ در آمده بوده . او در ۲۹ سالگی در پی همان حادثه ی یاد شده در گذشت و به نماد اعتراضات آموزگاران بدل شد .

در زمان شلیک گلوله ها یکی از نمایندگان مجلس از جا بر می خیزد و رو به رییس مجلس فریاد می زند : ” بیرون معلمان را می کشند و ما اینجا نشسته ایم و لایحه ی حقوقشان را بررسی می کنیم ؟ ” با این فریاد جلسه ی مجلس هم به آشوب کشیده می شود .

پیکر دکتر خانعلی بر روی دست همقطارانش با شعار : ” کشتند یک معلم را ” به بیمارستان منتقل شد که البته بی ثمر بود و او درگذشت .

اعتراض و انزجار بی همانندی کشور را فرا گرفته و همه ی مدارس کشور تعطیل می شوند . گویا تشییع جنازه ی دکتر خانعلی پس از کودتای ۲۸ مرداد بزرگترین گردهمایی مردم در خیابانهای تهران بوده است . پیکر این آموزگار شهید را در ابن بابویه دفن می کنند و پس از آن انجمن صنفی آموزگاران و همه ی احزاب سیاسی و گروهها اجتماعی فعال برکنار شریف امامی , نخست وزیر و مجازات سرگرد شهرستانی , قاتل او را می خواهند  .

۱۵ اردیبهشت , فقط سه روز پس از رویداد تلخ یاد شده , شریف امامی از پست خود استعفا کرد و شاه , علی امینی را به جای او منصوب کرد . در ۱۹ اردیبهشت امینی در باشگاه مهرگان , یعنی همان انجمن صنفی آموزگاران حاضر شد و رسما از همه ی فرهنگیان ایران خواهش کرد که به کلاسهای درس بازگردند و اعتصابشان را تمام کنند . سخنان امینی به این شکل در کیهان منتشر شد :

” وضعیت کشور اسفناک است . اگر همه چیز را بگویم تولید وحشت و اضطراب می کند . قول شرف می دهم که برای ترمیم حقوق معلمین اقدام کنم  ولی به من مهلت و فرصت  دهید . با افزایش حقوق مخالف نیستم ولی اگر بدون مطالعه اقدام شود دور تسلسل به جایی می رسد که سقوط حتمی است ….”

ولی آموزگاران نپذیرفتند و پذیرش طرح افزایش حقوق پیشنهای خود و برکناری وزیر فرهنگ و انتصاب علی درخشش ( رییس انجمن صنفی ) به جای او را تنها راه کنار آمدن با دولت دانستند . هزاران آموزگار گرد آمده در محل آنقدر پافشاری کردند تا امینی شرایطشان را پذیرفت .

خون دکتر خانعلی به ثمر نشسته بود .

پس از آن بود که سالگرد شهادت دکتر خانعلی به نام روز آموزگار نام گذاری و این روز سمبل اعتراضات فرهنگیان شد .

آقا اجازه ؟ آقا فرموديد معلم و رابطه حقوق كم با شرمندگي زياد !؟