+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۲ ب.ظ توسط ح.ع
|
تماشایی
آیا این امر تماشایی نیست که تو یکی از بهترین وزیباترین آفریده های خداوندی ،به همین سادگی ؛فکر می کنی تماشایی نیست؟
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۷ ب.ظ توسط ح.ع
|
پارتی
شاید اوّل به ذهنت چیز دیگه ای برسه ،ولی من می خوام از درد کسانی بگم همه چیزدارن ولی پارتی ندارن!
آرزو دارم تومملکت ما هم اونایی که واقعاً لیاقت انجام کارها ی مختلف رو دارن بتونن مجری اونا باشن!
بلاخره باید از یه جایی شروع بشه دیگه!
شاید ریشه ی خیلی از عقب موندنای ما هم ،همین باشه؛اگرچه توصداقت جماعت ایرانی (بلانسبت شما ی خواننده)باید کمی شک کرد!
من فکرمی کنم ما ایرانی ها بیش تر وقتا، چشم دیدن یه متر اونورتر از خودمون رونداریم وخیلی از عقده ای ها هم،راه جبران مافاتشون رو در آزار دیگران می بینن؛حالا به هر نحوی که شده!
واین امر تأسّف باره!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۳ ب.ظ توسط ح.ع
|
امید به مهربانی یکتا ی بی مانند
وقتی به افق نگاه می کنی،زیبایی دنیا محوت خواهدکرد؛شایدبی آن که بدانی چرا؟
ولی اطمینان داشته باش به خاطر این است که تو پیوندی ناگسستنی با تمامی پاکی های عالم داری، دراین امر شکّی به دلت راه نده !
پس زندگی کن وباامید هم زندگی کن؛حتماًبه اهدافت خواهی رسید!
امواج اقیانوس زندگیتان،خاطره انگیزباد!
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۷:۲۸ ب.ظ توسط ح.ع
|
داستان کتری جادویی
قراربودروزجمعه دایی احمداینا خونه ی
ما بیان.مامان همه چیز رو آماده کرده بود؛گلابی هاروازدرخت کنده وشسته بود.پرتقال
درختی هم آماده بود.بهم گفت: پریسا،زودباش برو کتری روآب بذار،گفتم:چشم وبه طرف آشپزخونه
راه افتادم...
ادامه نوشته
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۳:۵۲ ب.ظ توسط ح.ع
|
زندگی شبرنگ است!
آیه در آیه به مامی گوید
ادامه نوشته
زندگی شبرنگی ست
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱:۵۷ ب.ظ توسط ح.ع
|

مهربانی باد تقدیم رخ زیبادلان!