كريستينا فرناندز، شريك شوهر
خانم كريستينا فرناندز د
كرچنر رئيسجمهور كنوني آرژانتين، كسي است كه به نظر ميرسد از همان آغاز
ازدواج خود با نستور كرچنر، تصميم گرفته بود همه موفقيتهاي زندگي را با
يكديگر تقسيم كنند.
كريستينا، متولد 1953 در
حومه بوئنوس آيرس پايتخت آرژانتين از پدري اسپانيايي و مادري، آلماني
هنگامي كه در سال 1973 تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته حقوق در دانشگاه
ملي لاپلاتا انجام ميداد، به فعاليتهاي سياسي روي آورد و به تشكلهاي
دانشجويي هوادار خانم اوا پرون رئيسجمهور پيوست. همانجا بود كه هنگام يك
مصاحبه، نستور كرچنر را در جريان فعاليتهاي دانشجويي اش در سال 1974 شناخت
و هر دو به تشكل جوانان دانشگاهي پرونيست پيوستند. اين همراهي منجر به
نامزدي آنها و سپس، ازدواج رسمي آنان در سال 1975 ميلادي شد.
با سقوط دولت ماريا
استلا مارتينز موسوم به اوا پرون و دستگيري، قتل و ناپديد شدن گسترده
هواداران وي، خانواده كرچنر ناچار به چندبار مهاجرت به نقاط مختلف كشور
شدند و از آنجا كه هر دو در رشته حقوق تحصيل كرده بودند، مركز مشاوره حقوقي
كرچنر را به صورت يك دفتر خصوصي در شهر پاتاگونيا داير كردند.
با گذشت زمان و پايان
دوران حكومت نظاميان در آرژانتين، كريستينا فرناندز در سال 1989 به عنوان
نماينده مجلس محلي در ايالت سانتاكروز انتخاب شد و اين موفقيت را براي سال
1993 نيز تكرار كرد. او در سال 1995 به عنوان نماينده سانتاكروز به مجلس
سناي ملي آرژانتين راه يافت، 2 سال بعد نماينده مجلس نمايندگان كشورش شد و
در سال 2001 نيز بار ديگر به عنوان سناتور انتخابي سانتاكروز انتخاب گشت.
در همين دوران بود كه
شوهرش، نستور كرچنر در انتخابات رياست جمهوري سال 2003 شركت كرد و با حمايت
همه جانبه همسرش و پرونيستها به پيروزي رسيد. اينگونه بود كه كريستينا
علاوه بر نمايندگي سنا، در نقش بانوي اول آرژانتين مشاركت سياسي موثري در
رويدادهاي كشورداشت. كريستينا در انتخابات مجلس قانونگذاري (نمايندگان)
آرژانتين در اكتبر 2005 هم به عنوان سناتور انتخاب شد اما اين بار از استان
بوئنوس آيرس پايتخت و به عنوان نماينده جبهه پيروزي، ائتلافي كه موفق شد
با 26 امتياز بر رقيب خود به رياست خانم هيلدا گوانزالس دوهالده همسر
رئيسجمهور سابق آرژانتين، ادواردو دوهالده، چيره شود.
كريستينا فرناندز كه در
اين مدت چهره خود را به عنوان يك مدافع جدي حقوق بشر و فعاليت سياسي زنان
به آرژانتين و آمريكاي لاتين شناسانده بود و تماسهايي نيز با خانم ميچل
باچلت رئيسجمهور شيلي، هيلاري كلينتون سناتور آمريكايي و وزير خارجه كنوني
آن و سگولن رويال نامزد انتخابات رياست جمهوري فرانسه در سال 2007 برقرار
كرده بود، طبق توافقي كه با شوهرش داشت، در انتخابات رياست جمهوري سال 2007
آرژانتين شركت كرد و با پيروزي در انتخابات، جاي نستور كرچنر را براي 4
سال اداره كشور گرفت.
به اين ترتيب، كريستينا
فرناندزد كرچنر كه پس از انتخاب به مقام رياست جمهوري ترجيح ميدهد واژه
كرچنر در نامش قيد نشود، به اولين زن در تاريخ آرژانتين تبديل شد كه با راي
مردم به اين سمت دست يافته است، زيرا خانم اوا پرون رئيسجمهور دهه 70 پس
از مرگ همسرش، به صورت انتصابي جانشين وي شده بود.
خانم كريستينا فرناندزاز
نظر حزبي متعلق به حزب عدالت خواه وابسته به ائتلاف جبهه پيروزي است و در
سال 2009 ميلادي يكي از 10 زن قدرتمند جهان از سوي مجله آمريكايي فوربس
معرفي شده است.
كريستنا و شوهرش نستور
كرچنر كه اكنون به عنوان مشاور رئيسجمهور فعاليت ميكند، 2 فرزند دارند:
يك پسر به نام ماكسيمو و يك دختر به نام فلورنسيا.
يوليا تيموشنكو، هويت چندگانه
يوليا
تيموشنكو با داشتن ظاهري آراستهص، يكي از شخصيتهاي پيچيده و بانفوذ در
عرصه سياست اكراين است كه اكنون آخرين روزهاي حضور خود را در مقام نخست
وزير اين كشور اروپاي شرقي ميگذراند.
او از رهبران انقلاب
نارنجي اكراين و متحد اصلي ويكتور يوشچنكو بود كه با حمايتهاي غرب در اين
كشور به قدرت رسيد اما بروز اختلافات گسترده ميان اين دو و مشكلاتي كه
روسيه بر سر راه دولت آنان ايجاد كرد، منجر به شكست اين دولت و پايان
انقلاب نارنجي در زمستان جاري در اكراين شد.
بارزترين نكته در ظاهر
تيموشنكو، مدل موي مشهور اوست كه اولين بار در سال 2002 با آن ظاهر شد.
بسياري ميگويند كه موهاي او طبيعي نيست. او يكبار در پاسخ به سوال
خبرنگاري درباره مدل موي خود گفت كه شوهرش از او خواسته است موهايش را بلند
كند، اما از آنجايي كه نميتوان در كار رسمي و سياسي با موي باز ظاهر شد،
بهتر است كه موهايش را ببافد.
يوليا تيموشنكو كه اكنون
49 سال دارد، متولد 27 نوامبر 1960 در نيپروپتروفسك اكراين است. شوهرش
مردي به نام الكساندر تيموشنكو است و فرزندي دختر به نام ائوژنيا دارند.
يوليا مسيحي ارتدوكس است
در باره هويت يوليا
تيموشنكو حرف و حديثهاي بسياري هست. گفته ميشود نام اصلي او پيش از
ازدواج، گريگيان بوده و نيمه ارمني بخاطر پدرش به شمار ميرود. با اين حال،
هوادارانش تاكيد دارند كه او از نظر نژادي و بخاطر مادرش يك روس است و به
همين خاطر، نامش پيش از ازدواج، تلژين بوده است. بهرحال، او در سال 1979
ميلادي با الكساندر تيموشنكو فرزند يك بوروكرات كمونيست اتحاد شوروي ازدواج
كرد و از همانجا بود كه دوره تصدي كرسيهاي مختلف مديريتي در نظام حكومتي
شوروي سابق برايش آغاز شد.
يوليا در دانشگاه دولتي
نيپروپتروفسك در سال 1984 در رشته اقتصاد مدرك گرفت و پس از آن نيز در همين
زمينه مدرك معادل دكترا اخذ كرد. از آن زمان تاكنون او بيش از 50 مقاله
علمي به نگارش درآورده است.
يوليا تيموشنكو در سال
1989 يك شبكه پخش فيلم راهاندازي كرد كه برايش موفقيتهاي بسياري به همراه
داشت. با فروش اتحاد جماهير شوروي دوره تازه مديريتي براي تيموشنكو آغاز
شد و او طي سالهاي 1990 تا 1998 مديريت چند شركت نفتي را بدست گرفت، به
گونهاي كه طي سالهاي 1995 تا 1997 او رياست كل سيستمهاي واحد انرژي
اكراين كه گاز طبيعي روسيه را به اروپا منتقل ميكند عهدهدار بود. در همين
زمان بود كه يوليا تيموشنكو در جريان شايعات مربوط به ربودن حجم عظيمي از
گاز روسيه به پرنسس گاز شهرت يافت.
حضور در شركتهاي پولدار
نفتي پاي يوليا تيموشنكو را در سال 1996 به دنياي سياست باز كرد و او در
سال 1996 با كسب بيش از 92 درصد آرا به عنوان نماينده منطقه اوبلاست كروارد
پا به مجلس اكراين گذاشت. اين موفقيت در سال 2002 نيزبراي او تكرار شد. او
در دوره نخست نمايندگي رئيس كميته بودجه پارلمان بود اما اندكي بعد به
دولت ويكتور يوشچنكو رفت و به عنوان معاون نخست وزير در امور سوخت و انرژي
به فعاليت پرداخت.
با اين حال، معاونت نخست
وزيري او دوام چنداني نيافت زيرا لئونيد كوچما رئيسجمهور اكراين در
ژانويه 2001 به اتهام جعل مدارك و قاچاق گاز طبيعي روسيه در دوران رياست بر
شركت سيستمهاي واحد انرژي اكراين از كار بركنار كرد. او چند روز پس از آن
دستگير شد اما اندكي بعد، تيموشنكو آزاد و چند هفته بعد، از اتهامات وارده
تبرئه شد. يوليا تيموشنكو در توجيه اين وضعيت گفت كه اتهامات عليه او از
سوي رژيم كوچما تحتتاثير اليگارشي حاكم بر صنعت نفت و گاز كشور وارد شده
بود چون آنها از اصلاحات من براي رفع فساد ميترسيدند. اين اصلاحات بشدت
بخش اقتصاد كشور را تحت تاثير قرار داد و موجب افزايش درآمد دولت و بهبود
وضعيت پرداخت حقوق كارمندان دولتي شد.
يوليا تيموشنكو اندكي پس
از آزادي، بار ديگر در روسيه دستگير اما باز هم بلافاصله آزاد شد. پس از
آزادي، تيموشنكو با حمايت دولتهاي غربي به يكي از رهبران اكراين و معترضان
اصلي به عملكرد دولت كوچما تبديل گشت كه معتقد بودند در مرگ گئورگي
گونگادزه، روزنامهنگار مشهور مخالف دولت كه در سال 2000 ربوده و به قتل
رسيده بود، دست داشته است. مرگ او با اعتراضات عمومي همراه شده بود. يوليا
در همين زمان بلوك يوليا تيموشنكو را به عنوان يك حزب سياسي تاسيس كرد كه
در انتخابات پارلماني سال 2002 ميلادي بيش از 7 درصد آرا را بدست آورد.
تيموشنكو در انتخابات
رياست جمهوري سال 2004 از ويكتور يوشچنكو حمايت كرد اما دولت هوادار روسيه
كوچما به نفع ويكتور يانوكوويچ نامزد مورد حمايت خود، دست به تقلب در نتايج
انتخابات زد. اين امر شعله انقلاب نارنجي را در اكراين شعله ور كرد كه از
نوامبر 2004 تا ژانويه 2005 به مدت 3 ماه موج گسترده اعتراضات و اعتصابات
عمومي را در كشور منتشر ساخت. يكي از رهبران اصلي انقلاب نارنجي، يوليا
تيموشنكو بود. پيامد اين انقلاب و واكنشهاي جهاني، دادگاه عالي اكراين
نتايج انتخابات را ملغي اعلام كرد و با برگزاري مجدد آن، يوشچنكو به عنوان
رئيسجمهور انتخاب شد. او نيز در اواخر ماه ژانويه، تيموشنكو را به نخست
وزيري اكراين منصوب كرد اما اين دوره دوام چنداني نيافت چون در نتيجه
اختلاف ميان هوداران رئيسجمهور و نخست وزير، يوليا تيموشنكو مجبور شد در
سپتامبر 2005 يعني پس از 9 ماه كرسي نخست وزيري را رها كند.
با اين حال، ائتلاف
يوشچنكو و تيموشنكو در انتخابات پارلماني 2006 ادامه يافت و با پيروزي
هوداران آنها، تيموشنكو بار ديگر به نخست وزيري رسيد.
يوليا تيموشنكو كه در
انتخابات سپتامبر 2007 نيز به پيروزي رسيده بود در انتخابات سال جاري 2010
نامزد انتخابات رياست جمهوري شد اما با اختلاف ناچيز 3 درصد آرا در مقابل
يانووكويچ مورد حمايت روسيه تن به شكست داد و از آنجا كه ديگر مانند گذشته
حمايت آمريكا و كشورهاي غربي را به همراه نداشت، با وجود اعتراض اوليه،
نتايج انتخابات را پذيرفت تا دورهاي ديگر از زندگي پرتلاطم سياسي وي بسته
شود.
ماري مك آليس، رئيسجمهور پيوندها
ماري
پاتريسيا مك آليس رئيسجمهور ايرلند (جنوبي)، اولين زن در تاريخ جهان است
كه جانشين زن ديگري شده كه او هم با راي مردم انتخاب شده بود.
خانم مك آليس 58 ساله و
متولد 1951 در بلفاست مركز ايرلند شمالي است و از همين رو، اولين ايرلندي
بخش شمالي كشور (تصرف شده توسط انگليس) است كه در بخش جنوبي، يعني جمهوري
ايرلند به رياست جمهوري ميرسد.
مك آليس كه يك وكيل،
روزنامهنگار و معاون كاتوليك دانشگاه كينز بلفاست بود، با حمايت شين فين
(شاخه سياسي ارتش جمهوريخواه ايرلند كه براي آزادي ايرلند شمالي از دست
انگليس تلاش ميكرد) در انتخابات رياست جمهوري اكتبر 1997 شركت كرد و با
كسب بيش از 45 درصد آرا به پيروزي رسيد.
حمايت شين فين از اين
نامزد كاتوليك متولد ايرلند شمالي در انتخابات رياست جمهوري با مخالفت
گسترده كساني روبرو شد كه معتقد بودند اين كار بسان يك بمب در روابط ميان
ايرلند و انگليس پروتستان عمل خواهد كرد و روابط دو كشور را كه پس از
سالها بر اختلاف و كشمكش بر سر ايرلند شمالي بهبود يافته است، مخدوش خواهد
ساخت.
در چنين شرايطي، مك آليس
با شعار ساخت پلها و به منظور تقويت ارتباطات جمهوري ايرلند با انگليس و
نيز بهبود روابط ميان مردم 2 بخش شمالي و جنوبي جزيره وارد عرصه انتخابات
شد و موفق گشت در جريان دو دور انتخابات با كسب بيش از 58 درصد آرا بر ماري
بانوتي از حزب فين گوال، عدي روشه از حزب كارگر و دو نامزد مستقل ديگر به
نامهاي دانا رزماري اسكالن و درك نالي چيره شود.
خانم مك آليس در طول
دوران رياست جمهوري خود بارها از ايرلند شمالي ديدن كرد و در آنجا نيز با
استقبال گسترده مردم روبهرو شد، به گونهاي كه بسياري معتقدند وي نقش مهمي
در تحكيم و تقويت دوستيها ميان دو بخش ايرلند ايفا كرده است. مك آليس كه
سابقه همكاري با دفتر ملكه اليزابت را دارد، روابط خوبي را نيز با انگليس
برقرار كرده و يكي از مهمترين برنامههاي خود را ميزباني از اولين سفر
تاريخي وي در دوبلين برشمرده است.
او به منظور بهبود روابط
ميان كاتوليكها و پروتستانهاي ايرلند، در سال 1998 روز 12 ژوييه را به
طور رسمي به عنوان روز سان پاتريس اعلام كرد كه نزد پروتستانهاي ايرلند
اهميت بسياري دارد اما اين اقدام با انتقاد كليساي كاتوليك روبهرو شد.
اين اقدامات در شرايطي
از سوي مك آليس انجام شد كه رياست جمهوري در ايرلند اساسا يك مقام تشريفاتي
و نمادين است. با اين حال، انتخاب او با راي مردم براي يك دوره 7 ساله
صورت ميگيرد و از آنجا كه مك آليس در سال 2004 رقيبي نداشت، او بدون
برگزاري انتخابات، دوره رياست جمهوري خود را براي يك دوره 7 ساله ديگر يعني
2011 تمديد كرد.
علت عدم برگزاري
انتخابات آن بود كه هيچيك از رقباي مك آليس نتوانستند حمايت لازم براي
نامزدي خود را بدست آورند و در نتيجه، احزاب سياسي براي پرهيز از هزينههاي
سياسي و مالي توافق كردند خانم مك آليس بدون انجام راي گيري براي دوره
جديد به فعاليت خود ادامه دهد.
ماري مك آليس متاهل و داراي سه فرزند است: يك دختر و دو پسر.
گلوريا ماكا پاگال، آنها مرا دوست ندارند
گلوريا
ماكاپاگال آرويو، 62 ساله و رئيسجمهور فليپيين، اگرچه دومين رئيسجمهور
زن در اين كشور جنوبشرقي آسيا بر كورازون آكينو است اما به نوشته مجله
آمريكايي فوربس، سومين زن قدرتمند جهان به شمار ميرود.
او فرزندديوسدادو
ماكاپاگال رئيس جمهور فيليپين در دهه 1960 است. سالهاي ابتدايي زندگيش را
با برادر و خواهر پدريش از ازدواج نخستش در لوبائو، جزيره پامپانگا در شمال
فيليپين سپري كرد اما وقتي برادر جديدش به دنيا آمد، گلوريا 4 ساله زندگي
در كنار مادر بزرگ مادريش در شهر ايليگان در جنوب فيليپين را ترجيح داد.
او به مادر برزگش گفته
بود: «من ميخواهم پيش تو زندگي كنم، چون آنها ديگر مرا دوست ندارند».آرويو
در 11سالگي نزد خانوادهاش در برگشت.
زندگي آرويو در 14 سالگي
پس از انتخاب پدرش به رياستجمهوري فلييپين در سال 1961 دگرگون شد. او پس
از آن به همراه خانوادهاش در كاخ مالاكانانگ زندگي ميكرد. در 18 سالگي به
واشينگتن ديسي رفت و دو سال در دانشگاه جورج تاون اقتصاد خواند.
او در 1968 به فيليپين
بازگشت و با خوزه ميگل آرويو كه از نوجواني او را ميشناخت، ازدواج كرد و
تحصيلات خود را در كشورش ادامه داد. در 1976 كارشناسي ارشد اقتصاد را از
دانشگاه آتنو دي مانيل گرفت و دكتراي اقتصاد خود را از دانشگاه فيليپين در
1985دريافت كرد. حاصل ازدواج او نيز سه فرزند است: خوان ميگل در 1969،
اوانجلينا لوردس در 1971 و ديوسدادو ايگناسيو خوزه ماريا در 1974.
گلوريا پس از آن وارد
فعاليتهاي دولتي و سياسي شد. با پايان دوران ديكتاتوري فرديناند ماركوس كه
در 1965جايگزين پدر گلوريا آرويو در كاخ رياست جمهوري فيليپين شده بود و
انتخاب خانم كورازون آكينو به اين سمت در 1987، آرويو به دولت فيليپين
فراخوانده شد. او كار خود را در مركز تجارت و صنعت فيليپين آغاز كرد.
مهمترين مسووليت او نظارت بر صنعت نساجي كشور بود.
آرويو در 1992تصميم به
شركت در انتخابات سنا گرفت. بر اساس قانون انتخابات 1987فيليپين 12نفر اول
براي يك دوره 6 ساله و 12 نفر بعدي براي يك دوره 3ساله انتخاب ميشدند.
آرويو سيزدهم شد و در سال 1995 مجددا در انتخابات شركت كرد. او اين بار با
16 ميليون رأي به عضويت سنا درآمد. بيشترين رأيي كه تاكنون يك سناتور در
فيليپين به دست آوردهاست.
او در دوران نمايندگي
خود يك قانونگذار بسيار پركار بود و در نوشتن 55 قانون شركت داشت كه
«قانون ممنوعيت مزاحمتهاي جنسي»، «قانون حقوق مردم بومي» و «قانون توسعه
صادرات» از مهمترين آنها هستند.
آرويو قصد كانديداتوري
براي عنوان رياست جمهوري در انتخابات سال 1998 را داشت، اما به توصيه
رئيسجمهور وقت فيدل راموس و رهبران حزب حاكم براي پست معاون رئيسجمهور و
شريك انتخاباتي خوزه دي ونسيا ثبت نام كرد. در پايان هر چند جوزف استرادا
هنرپيشه محبوب سابق فيليپيني رئيسجمهور شد، ولي آرويو با سيزده ميليون رأي
كه نزديك به دوبرابر نزديكترين رقيبش ادگاردو آنگارا زوج استرادا و دو
ميليون رأي بيش از استرادا بود به پست معاون رئيسجمهور برگزيده شد. او در
30 ژوئن 1998 شغل جديد خود را آغاز كرد و همزمان با حكم استرادا اداره
وزارتخانه توسعه و رفاه اجتماعي را نيز بر عهده گرفت.
در اكتبر 2000 استرادا
توسط چاويت سينگسون استاندار ايلوكوس جنوبي به فساد متهم شد. وقتي استرادا
با شكايت يك كاردينال مشهور فيليپين به دادگاه فراخوانده شد، آرويو در رم
به سر ميبرد. او پس از آن كه از پاپ ژان پل دوم رهبر كاتوليكهاي جهان
خواستار دعا براي كشورش شد، استعفاي خود را اعلام كرد و به جمع مخالفان
رئيسجمهور پيوست. آرويو در 29 اكتبر 2000 در يك سخنراني در دانشگاه اتنو
دي مانيلا اعلام كرد كه رهبري اعتراضات غير خشونتآميزي كه خواستار استعفاي
استرادا بودند را برعهده ميگيرد. آرويو در اين دوران از سوي بسياري از
رهبران سياسي و مذهبي مورد تحسين قرار گرفت، هرچند اتهامات و تهديدات زيادي
نيز عليه او صورت گرفت.
در نهايت ديوان عالي
فيليپين در 20 ژانويه 2001 بركناري استرادا از رياستجمهوري را اعلام كرد
پليس و ارتش نيز پيش از آن حمايت خود را از استرادا قطع كرده بودند. در مه
2001 وقتي استرادا دستگير شد، حدود 40 هزار نفر از طرفداران او شهر را به
آشوب كشيده و به كاخ رياستجمهوري هجوم آوردند. پس از سركوب شدن معترضان،
با اعلام وضعيت اضطراري دستور دستگيري رهبران مخالفين را صادر كرد. وضعيت
اضطراري يك هفته بعد پايان يافت.
در همان سال، دادگاه
عالي فلييپين از ماكاپال آريو كه از سمت معاون رئيسجمهور در جريان
اعتراضات استعفا داده بود، خواست به عنوان رئيسجمهور سوگند ياد كند. رياست
جمهوري او تا سال 2004 ميلادي ادامه داشت. در اين مدت او توانست
مخالفتهاي گسترده هواداران استرادا را سركوب كرده و حتي با جبهه آزادي
اسلامي كه سالها با دولت فيليپين در نبرد بودند، توافقنامه رسمي آتش بس
امضا كند.
آرويو كه شعار خود را
مبارزه با فساد، بازگشت امنيت، بهبود اقتصاد و توجه به زنان قرار داده بود،
در انتخابات سال 2004 ميلادي نيز موفق شد فرناندو پوئه نامزد هواداران
استرادا را با كسب 5/12 ميليون راي يك ميليون راي بيشتر از رقيبش شكست دهد.
با اين حال، مخالفتهاي هواداران استرادا عليه آرويو پاياني نداشت به
گونهاي كه وي در پي تظاهراتي ده هزارنفري كه در فوريه 2006 عليه وي برگزار
شد، وضعيت اضطراري در كشور اعلام كرده و مخالفان را به تلاش براي انجام
كودتا عليه دولت متهم كند. يكي از اقدامات بحث انگيز آريو در دوره جديد
رياست جمهوري، لغو مجازات اعدام در فيليپين بوده است.
الن جانسون سيرليف، بانوي آهنين
الن
جانسون سيرليف ملقب به بانوي آهنين آفريقا اولين زني است كه با راي مردم
قدرت را در قاره سياه بدست گرفته است. قدرت اراده و قاطعيت در تصميمگيري،
چنين لقبي را براي اين بانوي 72 ساله به ارمغان آورده است: همواره تلاش
كرده به خودم ايمان داشته باشم، فعالانه زندگي كنم و براي آنچه به آن
اعتقاد دارم، بجنگم.
او پيش از بدست گرفتن
قدرت در ليبرياي خسته از جنگ و درگيريهاي داخلي افزود:من تجربه سياسي
زيادي دارم و گذشته حرفهاي من نيز در ليبريا شناخته شده است. من همواره
گفتهام كه ميتوانم از اين تجربه به نفع كشورم استفاده كنم و اميدوارم
فرصت انجام اين كار را داشته باشم.
بانوي آهنين ليبريا راست
ميگويد. اين زن 72 ساله كه مادر 4 فرزند و صاحب 8 نوه است، روزگار سخت و
پر فراز و نشيبي را در زندگي طي كرده است. پدر و مادر او فرزندان
خانوادهاي فقير بودند كه پس از مهاجرت از مناطق روستايي به مونرويا پايتخت
ليبريا همديگر را شناختند و ازدواج كردند. پدر فرانسوي تبار بود و مادر
نيز از مادري آفريقايي و پدري آلماني متولد شده بود.
الن جانسون از 1948 تا
1955 در رشته اقتصاد و رياضيات در مونرويا تحصيل كرد و زماني كه فقط 17 سال
داشت، با مردي به نام جيمز سيرليف ازدواج كرد. او در سال 1961 راهي آمريكا
شد و در آنجا با تحصيل در دانشگاههاي كلرادو و هاروارد، مدرك دكتراي
اقتصاد گرفت. همزمان براي سازمان ملل، بانك جهاني و سيتي بانك نيز فعاليت
ميكرد.
اما او فقط در تحصيل
جديت نداشت بلكه پرونده قطوري نيز در عرصه سياسي در كشورش دارد. خانم
سيرليف در تركيب دولتهاي مختلفي در ليبريا قرار داشته است. نخست، در دوران
رياست جمهوري ويليام توبمان (سالهاي 1943 تا) 1971 و سپس، ويليام تولبرت
(از 1971 تا 1980). او در دولت تولبرت طي سالهاي 1972 تا 1973 به عنوان
وزير دارايي فعاليت كرد اما بر اثر اختلاف نظر بر سر زمينهها، يكسال بعد
از مقام خود استعفا داد.
چندسال بعد، دولت تولبرت
در نتيجه كودتاي سرهنگ ساموئل دوئه سرنگون و خود وي و شماري از وزيرانش
دستگير و اعدام شدند. در چنين شرايطي، خانم سيرليف موفق به فرار و زندگي در
تبعيد در كنيا شد و در نايروبي پايتخت اين كشور آفريقايي از سال 1983 تا
1985 مديريت سيتي بانك را برعهده گرفت.
بانوي آهنين ليبريا دو
بار هم به زندان افتاده است، يكبار به اتهام خيانت به رئيسجمهور ساموئل
دوئه (1980 1989) از طريق نطقهايش در جريان بازگشت سيرليف به كشور كه از
سوي دادگاه، به 10 سال زندان محكوم شد و بار ديگر، هنگامي كه چارلز تيلور
در يك كودتاي نظامي ديگر ساموئل دوئه را سرنگون كرد و سيرليف پس از حمايت
اوليه از او، زبان به اعتراض از عملكرد دولتش گشود، روانه زندان گشت.
اما اين اتفاقات، بانوي
آهنين را از صحنه خارج نكرد. او در جريان انتخاباتي كه سال 1990 با حضور
تيلور برگزار شد، به عنوان رقيب وي در عرصه حضور يافت اما نتيجه انتخابات
به نفع تيلور (با كسب 75 درصد آرا) در مقابل 10 درصد سيرليف اعلام شد،
موضوعي كه وي معتقد بود در آن تقلب شده است.
اما شرايط براي تيلور
نيز همواره موافق نبود. در سال 1999 ليبريا وارد شورش، درگيري و يك جنگ
داخلي خونين شد و در نتيجه آن، تيلور ناچار شد در سال 2003 حكومت را به
دولت موقتي واگذار كند كه در آن، سيرليف به عنوان رئيس كميسيون اصلاح دولتي
نقش موثري ايفا كرد. در سال 2005 انتخابات رياست جمهوري در ليبريا با حضور
سيرليف و جورج ويه، فوتباليست سابق معروف اين كشور برگزار شد و در دور
دوم، سيرليف موفق شد با كسب حدود 60 درصد آرا او را شكست دهد. وعدههاي
سيرليف به مردم كشور فقير و جنگزده ليبريا در اين انتخابات، آوردن
سرمايههاي خارجي، تداوم ثبات در كشور و كنترل فساد دولتي بود.
در مراسم تحليف خانم
جانسون كه 16 ژانويه 2006 برگزار شد مقامها و شخصيتهاي مختلفي از كشورهاي
جهان از جمله لورا بوش همسر جورج بوش رئيسجمهور وقت آمريكا، كاندوليزا
رايس وزير خارجه آن كشور و نمايندگاني از چين، روسيه و كشورهاي اروپايي و
آفريقا شركت كردند.
تاريا كارينا هالونن، وكيل سياستمدار
تاريا
كارينا هالونن يازدهمين رئيسجمهور فنلاند است كه از سال 2000 ميلادي
تاكنون هدايت اين كشور شبه جزيره اسكانديناوي را بر عهده دارد.
او متولد هلسينكي پايتخت
فنلاند در 24 دسامبر 1943 ميلادي است و اكنون 67 سال سن دارد. حرفه اصلي
او وكالت است و تا پيش از پاگذاشتن در عرصه سياست، وكالت سنديكاها را بر
عهده داشت. او در رشته دكتراي حقوق در دانشگاه هلسينكي تحصيل كرده و پس از
انتخاب به مقام رياست جمهوري با دكتر پنتي آراجاروي كه براي مدتي طولاني با
او نامزد و شريك زندگي بود، به طور رسمي ازدواج كرده است.
او فعاليت حرفهاي خود
را به عنوان دبير امور اجتماعي و دبيركل اتحاديه ملي دانشجويان در سال 1969
ميلادي شروع كرد و اندكي بعد، به عنوان وكيل در سازمان مركزي سنديكاهاي
فنلاند (از سال 1970 تا 974 ) فعاليتي جدي داشت. او در سال 1971 به طور
رسمي به حزب سوسيال دموكرات فنلاند پيوست و در سال 1974 از سوي كالوي سورسا
نخست وزير به عنوان دبير امور پارلماني دولت منصوب گشت. از همين جا بود كه
شهرت او در دنياي سياست فنلاند آغاز شد و او پاي در وادي سياست گذاشت.
هالونن از 1975 تا 1996
عضو شوراي شهرداريهاي هلسينكي بود. همزمان در سال 1979 به عنوان نماينده
مجلس انتخاب شد و در آنجا از سال 1984 تا 1987 رياست كميته امور اجتماعي را
در دست گرفت. او در سال 1987 تا 1990 به عنوان وزير بهداشت و امور اجتماعي
به فعاليت پرداخت. همزمان از 1989 تا 1991 وزير همكاريهاي نورديك نيز
بود. از سال 1990 تا 1991 مسووليت وزارت دادگستري هم بر عهده هالونن گذاشته
شده بود و پس از آن يعني از سال 1995 تا 2000 او در مقام وزير امور خارجه
فنلاند انجام وظيفه كرد.
هالونن در انتخابات سال
2000 در فنلاند به رياست جمهوري رسيد و به دليل كارنامه مثبتى كه از خود
برجاي گذاشته بود بار ديگر با راي بالاي مردم در سال 2007 در اين سمت ابقا
شد.
تاريا هالونن كانديداي سوسيال دموكراتها و اتحاد چپ بود و در اين انتخابات توانست بر 8 رقيب خود براي يك دوره 6 ساله ديگر چيره شود.
انتخابات در فنلاند روش
جالبي دارد: براي همه افراد واجد شرايط و به وسيله پست، پاكتي حاوي همه
اطلاعات و حتي پيش بيني دور دوم اتخابات ارسال ميشود. شخص با در دست داشتن
اين برگه و با مراجعه به شعبه مربوطه راي ميدهد. نه انگشتي رنگي ميشود و
نه شناسنامهاي مهر! نتيجه انتخابات هم دقيقا در پايان موعد مقرر اعلام
ميشود.
آنگلا مركل، از آپارتمان 20 متري
تا كاخ رياست دولت
آنگلا
دورو تئا مركل متولد 17 ژوئيه 1954 در هامبورگ در جمهوري فدرال آلمان است و
از سال 2005 ميلادي تاكنون به عنوان صدراعظم در اين كشور قدرتمند اروپايي
فعاليت ميكند. او اولين زن صدراعظم در آلمان، اولين حاكم زن آلمان پس از
دوران امپراتوري ملكه تئوفانو اسكلرائينا (956 تا 991 ميلادي) و اولين كسي
است كه پس از اتحاد دوباره آلمان از آلمان شرقي قدرت را در اين كشور بدست
گرفته است.
پدرش كشيش و مادرش معلم
بود. اندكي بعد از تولد، خانوادهاش به آلمان شرقي مهاجرت كردند. در زمان
تحصيل در دبيرستان هميشه شاگرد اول بود و در جواني آرزو داشت روزي معلم
شود.
آنگلا در سال 1973در
دانشگاه لَيپتسيگ به تحصيل فيزيك پرداخت و در سال 1978به پايان رساند و
دكتراي خود را در مقطع شيمي فيزيكي در سال 1986به دست آورد.
تا قبل از فروپاشي ديوار
برلين مركل جايگزين آخرين سخنگوي دولت آلمان شرقي بود. در سال 1990مركل
عضو حزب مسيحي دموكرات شد و در پايان همين سال به عنوان نماينده اين حزب
وارد مجلس آلمان شد.
در ژانويه 1991هلموت كهل
(صدراعظم وقت آلمان) او را به عنوان وزير بانوان و جوانان ناميد و سپس وي
پست خود را به وزير محيط زيست، حفظ طبيعت و بالاًخره به امنيت راكتورها
تغيير داد و اين وزارت را تا سال 1998 كه به قدرت گرفتن حزب سوسيال دموكرات
آلمان به رهبري گرهارد شرودر انجاميد، نگه داشت.
آنگلا مركل در سال 2000
به عنوان دبيركل حزبش انتخاب شد و همزمان به عنوان نماينده مجلس به
بوندستاگ راه يافت. او با اين وجود در سال 2002 ادموند شتويبر دبير كل حزب
مسيحي سوسيال آلمان كه با دموكرات مسيحيها در پارلمان متحد است به عنوان
نماينده دو حزب متحد براي صدر اعظمي كانديد شد.
اين دو حزب با رهبرانشان
(مركل و شتويبر) بارها شرودر و سوسيال دموكراتها را به خاطر سياستهاي
غلط اقتصادي، افزايش بدهيهاي كشور و مهمتر از همه تعداد بسيار زياد
بيكاران مورد سرزنش قرار ميدادند. با اين وجود اتحاد آنها بار ديگر در سال
2002 ، بيشتر به خاطرسياستهاي اشتباه آنها در مورد جنگ با عراق از ائتلاف
سبز قرمز به رهبري شرودر و يوشكا فيشر شكست خورد.
اين سياستمدار آلماني،
دبيركل اتحاديه دموكرات مسيحي آلمان بوده و از 22 نوامبر سال 2005، سرانجام
بر طبق مذاكرات ائتلاف بزرگ، سوسيال دموكراتها به صدراعظمي مركل و
كنارهگيري شرودر از سياست رضايت دادند به شرط اينكه ? وزارتخانه بزرگ در
دستان آنها باقي بماند. به اين صورت آنگلا مركل اولين صدراعظم زن در كشور
آلمان معرفي شد. او در انتخابات سال جاري نيز موفق شد بار ديگر در مقام خود
به عنوان صدراعظم ابقا شود.
در باره زندگي خصوصي
مركل بايد گفت كه او در سال 1977 زماني كه 23 ساله بود با اولريش مركل
همكار مطالعاتياش در دانشگاه كه هم سن و سال خود وي بود، ازدواج كرد. آنان
هنگام ازدواج آپارتمان كوچكي در لايپزيك براي زندگي در اختيار گرفتند كه
فقط 20 مترمربع مساحت داشت. يكسال بعد آنان به برلين غربي مهاجرت كردند و
در آنجا بود كه آنگلا مركل به عنوان مشاور علمي در موسسه مركزي شيمي فيزيك
آكادمي علوم آلمان به فعاليت پرداخت. با اين حال، زندگي مشترك آنلگا با
اولريش دوام چنداني نيافت و آنها در سال 1982 ميلادي از يكديگر جدا شدند. 4
سال بعد، آنگلا مركل دكتراي خود را در رشته فيزيك دريافت كرد و در همانجا
بود كه با استاد راهنمايش كه يك مرد مطلقه با 2 فرزند بود، طرح زندگي
مشتركي را ريخت كه در سال 1998 رسميت يافت. با اين حال، به دلايلي كه اعلام
نشده است، مركل ترجيح داد بر خلاف سنت رايج در آلمان، با همان نام
خانوادگي شوهر نخست خود به زندگي ادامه دهد. آنگلا مركل با وجود 2 بار
ازدواج هنوز فرزندي ندارد.
مركل علاوه بر آلماني به
زبانهاي روسي و انگليسي مسلط است و به نوشته مجله فوربس، يكي از
قدرتمندترين زنان جهان در حاضر به شمار ميرود.
پراتيبها پاتيل، هندي پارسي دوست
پراتيبها
ويسينگ پاتيل (Pratibha Patil) اولين رئيسجمهور زن در هند است كه روز
چهارشنبه سوم مرداد 1386 سوگند ياد كرد. او در انتخابات رياست جمهوري هند
موفق شد با كسب دو هزار و 931 راي بر بايرون سينگ شكاوات، رقيب 84 سالهاش
كه معاون رئيسجمهور و نامزد احزاب مخالف بود، پيروز شود. راىگيرى براى
انتخاب رئيسجمهور در هند توسط قانونگذاران دولتى و فدرال انجام مىگيرد
مانموهان سينگ نخست وزير
هند گفت كه راي به پاتيل راي عليه سياستهاي تبعيضآميز است. سونيا گاندي
رهبر حزب حاكم كنگره نيز هنگام اعلام پيروزي پاتيل تاكيد كرد:اين لحظهاي
بزرگ براي زنان است زيرا براي نخستينبار است كه يك رئيسجمهور زن داريم.
پاتيل نيز پيروزي خود را پيروزي مردم خواند.
پاتيل اگرچه دو دهه بيش
از دو دهه عضو مجلس محلي بود و در سال 2004 ميلادي نيز به عنوان فرماندار
ايالت راجستان – كه بيشتر يك مقام تشريفاتي است منصوب شده بود، اما هنگام
انتخاب وي به عنوان نامزد رياست جمهوري از سوي سونيا گاندي رهبر حزب حاكم
كنگره، بسياري از مردم هند از او شناخت چنداني نداشتند.
اين زن هندو 76 سال پيش در سال 1934 در ايالت ماهاراشتراي هند به دنيا آمد و از پايينترين طبقه سيستم اجتماعي هند است.
پاتيل تا ابتداي فعاليت سياسي بهعنوان حقوقدان فعاليت داشته و عضو ديرينه حزب كنگره ملي هند محسوب ميشود.
وي در سال 1975 وزير
بهداشت ماهاراشترا بود و در سال 1986 بهعنوان سناتور از حزب مذكور در مجلس
سناي هند انتخاب شد. او تا سال 1988 سمت معاون رئيس مجلس را در اختيار
داشت.
پاتيل طي سالهاي 1991 1996 بعنوان نماينده مجلس مشغول فعاليت بود اما پيش از رياست جمهوري فعاليت سياسي چنداني نداشت.
از سال 2004 تا نامزدي در پست رياست جمهوري سمت فرماندار استان راجستان واقع در غرب هند را بر عهده داشت.
مقام رياست جمهوري در
هند يك مقام تشريفاتي و سمبليك است كه بيشتر نقش ناظر اجراي قانون اساسي را
دارد و اداره امور كشور بر عهده نخست وزير است. با اين حال، مراسم سوگند
رياست جمهوري پاتيل بهطور مستقيم از طريق تلويزيون اين كشور يك ميليارد
نفري پخش شد.
عبدالكلام رئيسجمهور
سابق هند و پدر برنامه موشكي فضايي اين كشور بعد از سوگند پاتيل اعلام كرد
كه از اين پس به فعاليتهاي علمي خواهد پرداخت.
خانم پاتيل در سال 1965 در سن 31 سالگي ازدواج كرده و داراي يك فرزند پسر و يك دختر است.
خانم پاتيل در طول دوره 2
ساله رياست جمهوري خود براي اعلام حمايت خود از زنان و امور علمي كارهايي
كرده كه باعث شگفتي مردم و ناظران شده است. يكي از اين اقدامات، پرواز وي
در آغاز دوران رياست جمهوري با يك هواپيماي جنگنده بود.
اين زن 74 ساله براي آن
كه حمايت خود را از نوآوريها و پيشرفتهاي كشورش در عرصه علمي و نظامي به
همگان نشان دهد، با يك فروند جنگنده 2 نفره سوخوي 30 ام كا اي كه نوينترين
جنگنده در نيروي هوايي هند است، به مدت 20 دقيقه پرواز كرد. پرواز در
ارتفاع 2 كيلومتري صورت گرفت و اين مراسم بهطور مستقيم از تلويزيون هند
پخش شد.
جويتي راتهوره دختر رئيسجمهور هند گفت كه مادرش پرواز كرد تا همه كشور را تشويق و بر توسعه امكانات زنان تاكيد كند.
خانم پاتيل پيش از آن در
كاخ رياست جمهوري براي چنين پروازي آموزش ديده بود. در آن زمان به وي نشان
دادند كه چگونه بايد در هوايپماي نظامي نشست و بهنگام پرواز از چه
اهرمهايي ميتوان استفاده كرد. اين زن مسن پيش از پرواز معاينه پزشكي
الزامي را گذرانده و لباس خلباني به تن كرد تا بتواند اس. ساجان فرمانده
پرواز را همراهي كند.
رئيسجمهور هند به زبان
فارسي نيز علاقه بسياري دارد. او شهريورماه گذشته به عنوان مهمان افتخاري
در مراسم هجدهمين سالروز استقلال تاجيكستان حضور يافت و در جريان آن اين
بيت معروف استاد رودكي را به زبان فارسي قرائت كرد كه مورد استقبال گرم
شركت كنندگان در مراسم قرار گرفت:
هيچ شادي نيست اندر اين جهان برتر از ديدار روي دوستان
ميچل باچلت، محبوب قلبها
ميچل
باچلت رئيسجمهور شيلي كه نام كامل او، ورونيكا ميچل باچلت خريا است، در
حال حاضر 51 ساله دارد و روز 29 سپتامبر 1951 ميلادي در شهر سانتياگو
پايتخت اين كشور آمريكاي جنوبي متولد شده است.
خانم باچلت اگرچه يك
سياستمدار شيليايي است اما او در دانشگاه، در رشته پزشكي اطفال تحصيل كرده
است. پدرش سرتيپ آلبرتو باچلت فرمانده نيروي هوايي و عضو دولت اتحاد خلق
سالوادور آلنده بود كه حكومتش با كودتاي آمريكايي ژنرال آگوستو پينوشه در
سال 1973 ميلادي سقوط كرد.
ميچل باچلت هنگامي كه در
رشته پزشكي در دانشگاه شيلي تحصيل ميكرد، به عنوان هوادار به حزب
سوسياليست پيوست. با كودتاي پينوشه در 11 سپتامبر 1973 كه در نتيجه آن،
پدرش توسط رژيم نظامي، دستگير و در زندان درگذشت، ميچل ناچار شد به زندگي
مخفيانه روي آورد. با اين حال، او 2 سال بعد به همراه مادرش در منطقه ويلا
گريمالدي توسط سازمانهاي سركوبگر ديكتاتوري پينوشه دستگير و به يكي از
معروفترين شكنجهگاههاي كشور انتقال يافت اما اندكي بعد، به لطف دوستي
قديمي برخي سران نظامي كشور، او و مادرش به خارج از كشور تبعيد شدند.
ميچل 4 سال بعد در سال
1979 ميلادي به شيلي بازگشت و به جمع دهها جنبش مخالف رژيم آگوستو پينوشه
پيوست. با بازگشت دموكراسي، باچلت كه ابتدا چهره سياسي مطرحي به شمار
نميرفت، به عنوان وزير بهداشت در دولت ريكاردو لاگوس اسكوبار در سال 2000
ميلادي انتخاب شد تا همگان وي را بشناسند. باچلت در سال 2002 به عنوان
اولين زن در تاريخ كشور شيلي و منطقه آمريكاي لاتين به سمت وزير دفاع
انتخاب گشت و با اين مسووليت براي او محبوبيت بسيار زيادي به همراه آورد.
شايد، همين موضوع بود كه موجب شد او براي انتخابات رياست جمهوري سال 2005
از سوي ائتلاف همگرايي احزاب براي دموكراسي به عنوان نامزد معرفي شده و در
دور دوم انتخابات با كسب بيش از 53 درصد آرا بر رقيب سباستين پينيرا پيروز
شد.
خانم باچلت در 11 مارس
2006 ميلادي به عنوان اولين زني كه در طول تاريخ كشور شيلي موفق شده است
بالاترين مقام حكومتي را تصاحب كند، در مقام رئيسجمهور سوگند ياد كرد. او
در آغاز دوران رياست جمهوري از محبوبيت بالايي برخوردار بود اما اين امر
دوام چنداني نيافت و در ميانه راه، انجام اقدامات و طرحهايي نظير انقلاب
پنگوئن، بحران ترانسانتياگو و درگيريهاي متعدد كابينه ائتلافي وي به كاهش
شديد آن انجاميد. در چنين وضعيتي، بحران اقتصاد جهاني در سال 2008 ميلادي
نيز از راه رسيد اما باچلت توانست با اجراي برنامه مهر اجتماعي از سوي دولت
كه بر به كارگيري خرد جمعي شهروندان در اجراي برنامهها استوار بود،
محبوبيت از دست رفته خود را بازيابد. اين محبوبيت بار ديگر تا آنجا بالا
رفت كه تاكنون هيچيك از روساي جمهوري ائتلاف سياسي وي نتوانسته است در
تاريخ شيلي به آن دست يابد.
زمان پايان دوره رياست
جمهوري ميچل باچلت 10 مارس 2010 ميلادي 21 اسفند 1388 بود و از آنجا كه بر
اساس قانون اساسي شيلي، رئيسجمهور حق شركت در انتخابات بعدي را ندارد، او
نتوانست در انتخابات اخير كشورش حاضر شود. به همين دليل، در انتخابات اخير،
پينيرا رقيب دور قبلي باچلت موفق بر پيروزي بر رقباي خود شده است.
او اكنون در شرايطي كشور
را تحويل پينيرا ميدهد كه زلزله 8/8 ريشتري هشتم اسفند در شيلي خسارات و
مشكلات بسياري براي اين كشور پيشرفته آمريكاي جنوبي به همراه آورده است.
از نظر زندگي شخصي بايد
گفت باچلت 2 بار ازدواج كرده است. نخستين ازدواج او به مدت 5 سال از 1979
تا 1984 دوام داشت و حاصل آن يك پسر به نام سباستين و دختري به نام
فرانسيسكا است. سوفيا دختر ديگر وي نيز كه در سال 1992 متولد شد، حاصل
ازدواج ديگر او با يك پزشك بود اما اين ازدواج نيز دوام چنداني نيافت.
لائورا چين چيلا، رئيسجمهور پليسي
لائورا
چين چيلا ميراندا آخرين زني است كه در انتخابات عمومي كشورش، كاستاريكا،
موفق به كسب راي اكثريت مردم و رسيدن به مقام رياست جمهوري شده است. چين
چيلا همانند باچلت51 ساله است و در سال 1959 در سان خوسه پايتخت كاستاريكا
چشم به جهان گشوده است. او تحصيلكرده علوم سياسي و رهبر حزب آزادي ملي است و
در انتخابات هفتم فوريه 2010 به عنوان اولين زن در تاريخ كشورش به رياست
جمهوري كاستاريكا در آمريكاي لاتين رسيد اما دولت او 8 مي فعاليت خود را
آغاز خواهد كرد.
او فرزند رافائل آنخل
چين چيلا فاياس است كه طي 2 دوره از سال 1972 تا 1987 ذيحساب كاستاريكا
بود. خانم چين چيلا 10 سال پيش يعني در سن 41 سالگي ازدواج كرده و حاصل آن
يك فرزند پسر است.
او فعاليت سياسي و
فرهنگي جدي خود را از سال 1990 ميلادي به عنوان مشاور امور آمريكاي لاتين و
آفريقا در سازمانهاي متعدد بينالمللي همچون برنامه سازمان ملل براي
توسعه و بانك توسعه بينالمللي، در حوزه اصلاحات ساختاري بويژه در زمينه
اصلاحات قضايي و امنيت عمومي آغاز كرد. چين چيلا همزمان با آن در مجامع
گوناگون به بحث درباره امنيت عمومي و اصلاحات پليسي پرداخت و طرحها و
ابتكاراتي را نيز در اين زمينه براي حفاظت از امنيت شهروندان و حقوق بشر در
آمريكاي لاتين ارائه داد. وي در اين راستا همواره به عنوان يك مشاور قوي
براي ايالات متحده آمريكا نيز فعاليت كرده است.
چين چيلا همچنين كتابها
و مقالات متعددي را در زمينههاي مربوط به امنيت و دادگستري به زبانهاي
اسپانيايي زبان رسمي كشورش و بيشتر كشورهاي آمريكاي لاتين و انگليسي به چاپ
رسانده است.چين چيلا در سالهاي 1994 تا 1996 به عنوان معاون وزير امنيت
عمومي منصوب شد تا از همان زمان تلاش خود را براي رسيدن به بالاترين مقام
كشورش بكار گيرد. او در سايه همين تلاشها، از سال 1996 تا 1998 به عنوان
وزير امنيت عمومي منصوب گشت و علاوه بر آن، رياست مركز مشترك جاسوسي عليه
مواد مخدر، شوراي ملي مهاجرت و عضويت در شوراي ملي امنيت و شوراي علمي مركز
ملي پليس در كارنامه خود به ثبت رساند.
خانم چين چيلا در جريان
انتخابات رياست جمهوري سال 2006 از سوي حزب آزادي ملي به عنوان معاون اسكار
آرياس سانچز كانديداي رياست جمهوري معرفي و موفق شد به عنوان معاون اول وي
به كابينه راه يابد. او همزمان با تصاحب اين سمت، به عنوان وزير بهداشت
نيز فعاليت كرد اما 2 سال بعد يعني در اكتبر 2008 در پي ارائه طرح ابتكاري
شهروندي ناچار به استعفا و خروج از كابينه شد. از آنجا كه ابتكار چين چيلا
با استقبال مردم روبهرو شده بود، او بلافاصله پس از استعفا، تصميم خويش را
براي شركت در انتخابات رياست جمهوري اعلام كرد و در انتخابات دروني حزب
آزادي ملي در سال 2009 نيز موفق شد حمايت اكثريت اعضا را براي پشتيباني حزب
از نامزدي خود بدست آورد.
اين انتخابات بهمنماه گذشته با رقابت جدي ميان چين
چيلا، اوتون سوليس از حزب اقدام شهروندي و اتو گوارا از حزب جنبش كارگري
برگزار شد و در نتيجه آن، چين چيلا با كسب 46 درصد ارا بر سوليس با 24 درصد
و گوارا 21 درصد ارا به مقام رياست جمهوري كاستاريكا دست يافت.